شهاب الدين احمد سمعانى

457

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

چنگ و دندان مىآويخت چنان كه اظفارش جراحت گشت ، چون تسليم كرد ، ربّ العزّه جبرئيل را بفرمود كه برو و پرّ خود بگستر و صدّيق ما را به سلامت در قرار چاه بنه . يوسف به قرار چاه رسيد ناخنان وى درد مىكرد ، فقال له جبرئيل : لو استسلمت فى اوّل البئر كما استسلمت فى اوسطه ما اشتكيت . اگر بر سر چاه همچنان تسليم كردى كه در ميانهء چاه ، ناخنت درد نكردى 17 . درست است كه مصطفى - عليه السّلام - در بعضى اسفار خود گفت : 18 من يحرسنا اللّيلة . ما را امشب كى نگه دارد . و قول اين كلمه بر قضيّت مجبول عادت نهاد ، چنان كه يوسف صديق فرا آن ساقى گفت : اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ . در حديث مىآيد كه خواب خيمهء سلطنت خود بر ديدهءشان بزد 19 ، جز به حرّ آفتاب بيدار نگشتند ، و آن ديده كه اين اثمد در كشيده بود كه تنام عيناى و لا ينام قلبى ، چون اين كلمه از زفان وى صادر گشت ، اين منقبت را از آن ديده در پردهء غيرت آوردند و جبرئيل مىآمد و مىگفت كه انّ ربّك يقول : من كان يحرسك قبل هذه اللّيلة ؟ اى محمّد ! پروندوشت كه نگاه مىداشت 20 . اتّفاق است كه مصطفى فاضل‌تر از سليمان بود ، سليمان را نمازى از وقت فوت گشت براى او آفتاب باز گردانيدند و براى مصطفى - عليه السّلام - بازنگردانيدند ؛ حكمت در اين چه بود ؟ آرى سليمان را فرضى از وقت درگذشت ، فرمان آمد كه اى موكّلان آفتاب قرن او بگيريد و به عكس بازگردانيد و رصد اصحاب تنجيم را به باد بردهيد و رقوم اهل نجوم را خاك درپاشيد . باز چون عهد / b 153 / سيّد المرسلين پيدا گشت ، گفتند : راه رفته‌اى ، روز را باز پس بردن به حكم قهر در خلق مهتر نخورد . وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . مزاج وقت اگر شربت نيابد ، صواب آن است كه عنان مركب كلّ اوقات بگيرند و پيش سلطان تصرّف شرع او كشند ، كه وقت ، روا بود كه دربند محمّد بود ، امّا همّت محمّد دربند وقت نيايد . او در وقت تصرّف كند نه وقت در او . عبارت از اين اشارت بر لسان نبوّت چيست ؟ من نام عن صلاة او نسيها فليصلّها اذا ذكرها فانّ ذلك وقتها لا وقت لها غيره 21 . عزيزا ديده‌اى كه جز او را نبيند ، عزيزا سمعا كه جز از او نشنود ، و عزيزا زفانا كه جز از او نگويد . شبلى را مىآيد كه وقت وقتى 22 در آن غلبات وجد خود مىگفت : لو زيّنت لى الفردوس الاعلى لقلت اعطوها ليهودىّ و لا تشغلونى بها عن ربّى . اگر فردوس اعلى بيارايند و پيش